۵/۱۰/۱۳۸۹

محمد نوری هم رفت


به یاد ترانه های او و سحرصدایش .

جان مریم ، شالیزار ، جمعه بازار ، ای ایران ایران ، و واسونک که جزئی از خاطرات ما بود .

یادش گرامی و روحش شاد .

۸ نظر:

  1. وای چه خبر بدی دادی..
    خدا رحمتش کنه.
    ".. کاش می خوابدم
    تو رو خواب می دیدم"
    خدا کنه حالا که به خواب رفته،خوابهایی ببینه که دوست داشته..

    پاسخ دادنحذف
  2. چقدر امروز تلخ شروع شد.
    دلم مي خواست گريه كنم، با صداي بلند.
    دوست خوبم حس پيري مي كنم. هنوز مانده تا 40 و 50 و 60 ساله شويم ولي چقدر عزيزانمان را از دست داده ايم. يعني باز هم اميدوار باشم كه صدايي و قامتي و دستان هنرمندي برايم جاودانه خواهد شد؟

    پاسخ دادنحذف
  3. چند روز بود حالش بد بود تو بیمارستان جم/
    سرطان لعنتی زده بود به کل تن استاد/
    یکی از رفیقام که شاگردش فیلم 3 روز پیشش رو آورد که داشت براش پیروکسیکام میمالید
    جان مریم چشماتو وا کن

    پاسخ دادنحذف
  4. آره
    روحش شاد
    سلام
    جنگل رو تا 8 بردم ديدي؟

    پاسخ دادنحذف
  5. وقتی خبرشو از تلویزیون شنیدم چند دقیقه خیره موندم و فقط گفتم چه حیف...چه زود...!







    به روز
    و منتظرتم

    پاسخ دادنحذف
  6. به هادی عزیز ، سوفیای مهربون ، حسام خوبم و رفیق ابله :
    ممنون از همدردی تون . به قول شاملوی بزرگ مرگ آغاز جاودانگی ست .

    به شاهرخ عزیز :
    بله من وبلاگت رو مرتب دنبال می کنم و نه تنها جنگل رو بلکه جهنم در دست پدران رو خوندم و بسیار لذت بردم . چه شادم کردی اومدی طرفای ما .

    پاسخ دادنحذف
  7. روی مزارش باید گل مریم گذاشت . ممنون که سر زدی

    پاسخ دادنحذف
  8. "جان مریم" را بهخصوص خیلی دوست داشتم، و دارم.

    پاسخ دادنحذف