عذر می خوام رفیق . تو دقیقا چی رو درست حدس زدی ؟ من متوجه نمی شم . بله ، جای خالی هفت و خیلی چیزهای دیگه حس می شه این روزها . حق با توئه . مرگ ویکتور خارا وحشتناک بود و. صحنه مرگش بیشتر شبیه نقاشی روی جلد خرمگسه .
داره به فردا نگاه می کنه .، هی فکر می کردم برای پست قبلی کامنت گذاشتم،یعنی حداقل یه سه بار اومدم و متنشو مزه مزه کردم و عکسشو نگاه،اما حالا فهمیدم اصلا کامنتی نذاشتم.،اینجوری می شه که بعضی وقتا نمی فهمم اتفاقا رو خواب دیدم یا تو بیداری ی ی
دوست من ناجور سلام چه خوب كه نقاشي دوست داري. منم خيلي دوست دارم و همسرم هم نقاشه. نقاشي اول از كاترين جفري http://emptyeasel.com/2009/07/15/catherine-jeffrey-painting-in-the-rain/ و نقاشي دوم از دبوسي http://www.kazuya-akimoto.com/blog4/2008/11/gardens-in-the-rain-abstract-s.html
باز هم سلام ناجور حدسي كه پرسيده بودي درباره نويسنده اون بلاگ بود. سريع شناختمش ولي فكر كردم يكي از ناجورها است. دوست دارم درباره علايقت تو نقاشي هم بنويسي. شايد اينجوري مجبور شدي با چند تا تصوير رنگي و باحال اينجا رو صفا بدي.
با تشكر از پاسخ، بگويم كه نمايش فيلم در فرهنگسراي ارسباران بود. البته در باب معنا گرايي هيچكاك من حرف دارم (فكر كنم محتواي فيلم هاي هيچكاك به اندازه فرمش مهم است) و البته فرم ساز بودن اون رو هم قبول دارم. اين اهميت دهي شما به فرم هم كاملا پيداست، چون با توجه به همين فرم و تماتيك است كه جنون ارزش بسياري پيدا مي كند.
ناجور جان، من بحث هيچكاكي رو خيلي مي پسندم. اميدوارم باز هم از او بنويسيد.
دوستم ناجور سلام
پاسخ دادنحذفپس جز اينكه وبلاگ خودت باشه رو درست حدس زدم.
خيلي باگ خوبي بود.
ممنون بابت لطفت
اين مجله عزيز هفت چقدر آدمم تو ضيافت نا تمامش گرد آورد. جاش خيلي خاليه.
هميشه صحنه مرگش رو مجسم مي كنم. تو رو ياد خرمگس نمي اندازه؟
پاسخ دادنحذفهنرمند اينچنيني بودن واقعا سخته.
به سوفیا :
پاسخ دادنحذفعذر می خوام رفیق . تو دقیقا چی رو درست حدس زدی ؟ من متوجه نمی شم .
بله ، جای خالی هفت و خیلی چیزهای دیگه حس می شه این روزها .
حق با توئه . مرگ ویکتور خارا وحشتناک بود و. صحنه مرگش بیشتر شبیه نقاشی روی جلد خرمگسه .
سلام،عجب آرشیو قوی ای داری.
پاسخ دادنحذفبعد اون کتاب زدی تو خط هیچکاک.. (دست ما رو هم بگیر)
به هادی :
پاسخ دادنحذفمن در خدمتتونم رفقا .
مرگ سخت است . مرگ آزاده گان سخت تر!
پاسخ دادنحذفاراکده
صدای اعتراض تو همه ی زبونا یکیه...
پاسخ دادنحذفکاش تو اون کنسرت آخر منم بودم...
نمي شناسم
پاسخ دادنحذفيا بهتره بگم نمي شناختم
الان ديگه مي شناسم
سلام
دارم زيرنويس اندري روبلف رو ترجمه مي كنم به زودي مي نويسم درباره ش
داره به فردا نگاه می کنه
پاسخ دادنحذف.،
هی فکر می کردم برای پست قبلی کامنت گذاشتم،یعنی حداقل یه سه بار اومدم و متنشو مزه مزه کردم و عکسشو نگاه،اما حالا فهمیدم اصلا کامنتی نذاشتم.،اینجوری می شه که بعضی وقتا نمی فهمم اتفاقا رو خواب دیدم یا تو بیداری ی ی
salam baba
پاسخ دادنحذفke arashive ghaviyi dari ?
dar khedmate rofagha ham hasti?
barkala
barkala
in arshive ghavit too kife doostet ke nist ?
ha?
get eshiya
tez get
najoore dovom)_(
به رفیق شاهرخ :
پاسخ دادنحذفبی خبرم نذار .
به ناجور دوم :
برو آقاجان . برو شما پی زندگیت . برو ببینم بابا . من خودم هم باید برم .
دوست من ناجور سلام
پاسخ دادنحذفچه خوب كه نقاشي دوست داري. منم خيلي دوست دارم و همسرم هم نقاشه.
نقاشي اول از كاترين جفري
http://emptyeasel.com/2009/07/15/catherine-jeffrey-painting-in-the-rain/
و نقاشي دوم از دبوسي
http://www.kazuya-akimoto.com/blog4/2008/11/gardens-in-the-rain-abstract-s.html
باز هم سلام ناجور
پاسخ دادنحذفحدسي كه پرسيده بودي درباره نويسنده اون بلاگ بود. سريع شناختمش ولي فكر كردم يكي از ناجورها است.
دوست دارم درباره علايقت تو نقاشي هم بنويسي. شايد اينجوري مجبور شدي با چند تا تصوير رنگي و باحال اينجا رو صفا بدي.
دارم ستاره هاي هيچكاكي ات رو مي بينم.
پاسخ دادنحذفاين ربه كا قبوله. بيشتر فيلم سلزنيكه تا هيچكاك، چندان تعريفي نيست.
بيگانگان در ترن فقط دو ستاره؟ به نظرم اون تدوين موازي بازي تنيس و برداشتن فندك مي تونه هر فيلمي رو بلند كنه، چه برسه به بيگانگان در ترن.
حيف! خبري از چهار ستاره هم نيست. رواني و شمال از شمال غربي به نظر من چهار تايي اند.
اون دو تاي باقي مانده هم هم نظريم.
خوب بود ناجور جان مممنون.
سلام ناجورجان
پاسخ دادنحذفلطفا اي ميلت رو چك كن
میشه بگین کامنتای من کو؟!!!
پاسخ دادنحذففرستادم
پاسخ دادنحذفبا تشكر از پاسخ، بگويم كه نمايش فيلم در فرهنگسراي ارسباران بود. البته در باب معنا گرايي هيچكاك من حرف دارم (فكر كنم محتواي فيلم هاي هيچكاك به اندازه فرمش مهم است) و البته فرم ساز بودن اون رو هم قبول دارم. اين اهميت دهي شما به فرم هم كاملا پيداست، چون با توجه به همين فرم و تماتيك است كه جنون ارزش بسياري پيدا مي كند.
پاسخ دادنحذفناجور جان، من بحث هيچكاكي رو خيلي مي پسندم. اميدوارم باز هم از او بنويسيد.
باز هم متشكرم
سلام رفیق خوب من! میهمانت میکنم به ضیافت سینما در سینماتوگرافی
پاسخ دادنحذفمنتظرتم.