می خوام ترانه ای بخونم
برای فرزندانم
برای ولادیمیر و ژوزف
برای اولگا و کریستین
برای ویرژیل و زهرا
برای امیر برای ترانه
فرزندان افتخاری من
برای شماها ترانه می خونم
ترانه ی فردا رو
فرداهای روشن
فرداهای این دیروزهای تلخ
می خونم براتون به نام پدر
به نام رهبر
به نام اشک
به رنگ خون
می خوام براتون از امروزهای خودم بخونم
از دیروزهای شما
از فرداهایی که نخواهمش دید
فرداهایی که شاید حضور شماها باشه و یاد من
***
کودکانم
من ترسیدم اما ترسو نبودم
نا امید شدم اما مایوس نبودم
جنگیدم اما جنگجو نبودم
خمیده شدم اما بارکش نبودم
خوشگلای من
پدرتون همیشه جنگید
برای شما
برای آزادی
برای خنده
برای امید
برای فردا
برای فرداها
نازنین های من
همیشه دوستتون دارم
هیچ گاه بر سنگ نبشته ی مزارم ننویسید
پدر ما جنگجوی بزدلی بود
که نجنگید و شکست خورد و کپید
تف به قبرش
بضاعت من همین بود .
ناجور
89/8/7
* دقیقا یکسال پیش در چنین روزی بود که به بلاگ اسپات نقل مکان کردیم .
الان یکسال مونه .
خیلی شعر زیبایی بود اصلایک دور باطلی بود ما هم افتادیم توش...
پاسخ دادنحذفکمتر پیش اومده به خوب بودن یک چیز(یک نفر) رضایت بدم! و ناجورها در این زمانه که جنس آدمها به انسانیت شبیه نیست، خوب اند....
پاسخ دادنحذفامید و فردا چقدر می تونن از هم دور باشن؟
پاسخ دادنحذفبابابزرگ [ناجور] ما همچین چیزی نخواهیم گفت!
پاسخ دادنحذف(راستی چندبار خواستهام بپرسم که اینجا را دو نفر اداره میکنند یا...؟)
به محمدرضا :
پاسخ دادنحذفباعث افتخاره . ممنون از تعریفت .
به الهام :
بسته به شرایطه . در شرایط فعلی دقیقا به همین دوریه . در حد یه عمر .
به علیرضا :
ما اوایل که ناجورها رو تو بلاگفا راه انداختیم دونفر بودیم . اما از همون یکسال پیش که اومدیم بلاگ اسپات فقط من شدم و او ادامه نداد . الان فقط منم . در ضمن ممنون از جواب اون معمات .
به امید تداوم وبلاگ نویسی شما
پاسخ دادنحذفشعر این دفعه ات متاع نابی بود. اگه بخوام وصفش کنم می گویم براتیکان وار.
اميدوارم هميشه همينقدر زيبا ، تك و به ياد ماندني بنويسي .
پاسخ دادنحذفشعرت بسيار زيبا بود و تلخ.
دوستش داشتم.
واقعا فكر نمي كردم اينقدر بيزار باشي از بارون.اينطوريه كه بارون هم حالت رو مي گيره و مريضت مي كنه.
من با اينكه بارها زير بارون خيس و آب كشيده شدم تا حالا بيمارش نشدم.
اندوه خاکستری است
پاسخ دادنحذفآنکه می میرد،سبز
سفید،روح انسان است
آنکه زاده می شود،آبی
و سیاه،صدای تاریکی است.
خرما،اما سرخ
طعم عزا در سینی
و مویه ، موسیقی تدفین است./
فردا مال ماست رفیق
فدایی داری ناجور
میشیم این گروه خشن سام پکین پا
پاسخ دادنحذفدوتا رفیق تا بیخ حروم و فالش و ناجور
فدایی داری بچه/
این خیلی آشناست
پاسخ دادنحذفانگار توی خواب خوانده باشمش. یا در مصاحبت با یه آدم مهم...
(قبلاً اینجا دیده بودمش. اما این جوری آشنا نشدیم. مطمئنم.)
یه عمر خیلیه.،
پاسخ دادنحذفچیز خاصی نمی خوام بگم فقط چون از این پست خوشم اومد خواستم کامنت بذارم...تولدش مبارک!
پاسخ دادنحذف